18

وقتی وبلاگ زیبای مهدیه نازنین هخمان بانوی سفر کرده به چین را می خواندم .

ناگهان با خود اندیشیدم که در طول زندگی همیشه به ما آموخته اند بیشتر از آن که کلمات ناب و بی بدیع بر لب و تن سفید کاغذ خلق کنیم کلمات خاک خورده و ژنده را تکرا و تکرار و تکرار کنیم و امان از این تکرار که جه قدر برای پیر شدن و بی روح شدنت تقلا می کنند .

به ما می آموزند که مرتب کلماتی که سالهاست مهر استاندارد بر آن ها خورده و از هزاران ممیزی گذشته بگوییم و بنویسیم .

و هیچ گاه به یاد خدا شدن و خلق کردن نیافتیم .

همه ی این فکر ها زمانی به سراغم آمد که به یاد یکی از دوستان سفر کرده به چینم که می گفت چینی ها پول دریافت می کنند تا کوچک خطی از تو بر روی بلند ترین دیوار دنیا نقش ببندند .

به مهدیه نازنینم گفتم ای کاش بر روی دیوار چین می نوشتی ....

تو را من چشم در راهم

و با خود گفتم بگذارآن دیر آمده از دیار دور بر روی کره ماه هم بداند که چشمانم چه قدر بی تاب است !

به راستی اگر خواستی بر بلند ترین دیوار عالم

شعری

جمله ای

نثری

و یا نشانه ای

بنویسی .چه می نویسی ؟؟؟؟

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدیه

راستش الان که پستت رو خوندم متوجه نظری که برام گذاشته بودی شدم. اینکه چرا باید روی دیوار چین این جمله رو می نوشتم. در مورد جمله باید بیشتر فکر کنم.

مایند فریک

خدا رو شکر که قالب اولتو گذاستی از همه قشنگترو بهتر!!!!! مینوشتم::: خدایاآرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم... شجاعتیو شهامتی تا تغییر دهم آنچه راکه میتوانم... و دانشی که فرق این دو را بدانم! .......................... همیشه عاشق این جمله بودم و بس... قشنگه راهبه نه؟ واقعا دوست دارم راهبه... جون پاکی و صادقی... چون وقتی اعصابانیم وقتی میام وبت حتی اگه اپ نکرده باشو من اپ های قبلیو میخونمو آروم میشم.... چاکررررررررررررریم!

باران پاییزی

سلام اگه من بخوام رو بلندترین دیوار چیزی بنویسم می نویسم خدایا شکر که من رو اینقدر دوست داری به من آرامش بده و قدرت بده و به من بیاموز زندگی کردن و آرامش دادن و آزاد بودن را بدون آزار دادن....[لبخند]

مایند فریک

سسسسلام راهبه جان... نمیدونم چی بگم نظر دادن هاتم آرامش دهندست! نمی خوای اپ کنی؟[بغل]

سارافلاح

راهبه جان سلام يه چند وقتي نبودم واسه همين سر نزدم.مثل هميشه قشنگ نوشتي. من ميگم خدايا در همه حال منو در آرامش قرار بده.[گل][ماچ]

مهدیه

مي نوشتم: دلم يك آرامش هميشگي مي خواهد. از همين نوعي كه الان روي اين ديوار دارم.

محمد جواد

خیلی خب .با شما جماعت نسوان همیشه خشن و از موضع قدرت برخورد کرد.حالا که اینطور شد میرم 3 تا زن میگرم.[شیطان] در ضمن فکر نمیکنم تایپ blog بعد از ادرس کار چندان سختی باشه اخه همیشه ادرسی که مینویسید ناقصه اینطوریه http://www.rahebee.persian

مایند فریک

راهبه میگیرم میزنمتا... بعدم گناه زدن یک راهبه رو می ندازن گردن من بیچاره! هی میگم آپ کن نگو نه بگو چشم![نیشخند] میدونم زیاد اذیتت میکنم دیگهخودت ببخش عزیزم! بابا چقدر بگم نوشته هاتو دوس دارم داد بزنم راهبه؟