15

هیکل بزرگ و ترسناک دارد .چشمانش همیشه پر از خون است .همیشه مست است .از او می ترسم .به گمانم او خود شیطان است .هر هفته پیش پدر می آید و از گناهانی که در طول یک هفته انجام داده حد اقل دو ساعت حرف می زند .نم یدانم آیا گناه و خطایی در زندگی هست که این مرد مرتکب نشده باشد .یک کاباره در وسط میدان دارد .و همیشه مشغول قمار است .امروز که آمده بود بیشتر از همیشه وراجی کرد .در آخر پدر گفت :این هفته خیلی گناه کرده ای .مرد با کمال پر رویی و گستاخی گفت :آره می دونم و در حالی که پول های مچاله شده اش که احتمالا از قمار کسب کرده بود را روی میز می گذاشت ادامه داد به خاطر همین می خواهم این بار بیشتر به کلیسا کمک کنم .و در حالی که می رفت گفت :واقعا آرام شدم پدر ممنونم.مست بود وتلو تلو می خورد .آن قدر مست بود که یک ةآن روی زمین افتاد وقتی خودش را جمع و جور کرد .در حالی که بلند بلند می خندید به طرف  میز آمد و چند اسکناس دیگر روی میز گذاشت.و مستانه گفت :راستی یادم رفت آن دختر بیچاره که در کاباره ام کار می کرد را بگویم .خیلی اذیتش کردم .واقعا زیبا بود .نتوانستم خودم را کنترل کردم .و تلو تلو خوران در حالی که بلند بلند قهقهه می زد بیرون رفت .

به راستی بهای گناهان را می توان با پول پرداخت کرد؟؟؟؟

/ 28 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

سلام خيلي دير به دير آپ ميكني لطفازودتر آپ كن

مهشاد

مثل اینکه این روزها میشود.

پسر باران

سلام سر عاشقی نداری ز چه رو آمده ای اینجا آخرین پله ی نور ایستاده ای بی عشق آیا می شود گذشت از این پله ی آخر برای رسیدن به معراج سکوت واژه ها گنگند یک واژه لازم است... عشق... بیا بیا این پله ی آخر بیا بالا زیر پایت رویایی بی انتها زیر چتر مهربانی خدا بیا یک پله ی دیگر دستان خدا با توست

دکتر فرزاد (حکیم باشی)

عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر ماست که ما بر گردیم مائیم که در غربت کبری ماندیم میلاد مبارک مهدی موعود مبارک - حکیم باشی

دکتر فرزاد (حکیم باشی)

سلام راهبه جان وقتی این بخش رو می خوندم باز هم در مورد اون مرد ترسناک امید وار هستم . یک جمله ای رو شنیده ام که دقیق خاطرم نیست اما اونجا ذکر شده بود که ظاهرا یکی از ائمه گفته بود : اگر کسی گناه نیز انجام می دهد اما در هیچ حالی اجازه ندهید از شریعت ما و خدا روی گردان شود . چقدر خوبه که این مرد بالاخره حاضر به اعتراف برای بخشایش گناهان می شه کاش ما هم می تونستیم اعتراف کنیم[ناراحت]

پسر باران

سلام راهبه.... کم پیدا شدی این دفعه دیگه واقعا.... ولش کن زیاد مهم نیست هر وقت دوست داری بنویس. آپم... در انتظار امدنت همه ی روز ها را ...

راهبه

ما آماده ایم برای آپ کردن اگر شما اجازه دهید . به مانا عزیز موافقم با شما خیلی کلیشه ای بود شاید چون زندگی کلا کلیشه است . شهرزاد و عادل عزیز ممنون بابت لینک . از بقیه دوستان هم ممنون بابت نظرات باز می گردم .[گل]

دکتر فرزاد (حکیم باشی)

سلام راهبه جان من این کلیشه رو دوست دارم. چرخیدن و دیدن این کلیشه ها خودش نوعی تنوعه. اینجوری هر وقت دلم بخواد به دیر سر بزنم می ام اینجا [گل]