7

آن دختر مو بلوند ...همان که صورتک سفید و چون عروسک دارد .هر یکشنبه پیش پدر می آید .ساعت ها با پدر صحبت می کند .از تنهایی اش می گوید از گناهانی که کرده .از این که هیچ کس را ندارد .پدر و مادرش مرده اند .از این که هیچ کسی واقعا او را دوست نداشته .از شکست های عشقی پی در پی اش .ساعت ها با پدر صحبت می کند و اشک می ریزد . امروز دخترک مثل هر یک شنبه آمد .تنها تر به نظر می رسید .چشمهایش اشک بار تر از همیشه ....بی گمان سینه اش مالامال از درد و تنهایی بود .... دیروز قطرات اشکش بیش تر از همشه نوازشگر گونه اش بود ...وقتی به دنبال دستمال می گشت تا اشک هایش را پاک کند ..پدر نا خود آگاه دستانش را به روی پوست لطیف دخترک کشید و قطرات درشت اشک به روی دستان پدر غلطید ... نمی دانم چه بودند آن قطرات جادویی و چه کردند با دستان پدر اما من خوب فهمیدم که پدر در آن لحظه طعم واقعی عشق را چشید .....

به راستی محروم کردن خویش از عشق و ازدواج اجرمان را پیش خدا بالاتر می برد ؟؟؟

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Yashar

جالب بود [تایید] در مورد بهشت گفتم میگن و ما شنیدی. (البته یکم شیطونی کردم[نیشخند] )

Yashar

در مورد محروم کردن خویش از عشق و ازدواج به نظر من اینطور نیست. اجر چیچیمون پیش خدا بالا میره؟ زحماتی برای خانواده ای که نداریم؟ آدم تا لذت عشق به یک انسان دیگر را نچشه تمام عمرش به فناس... "از گفته های خودم" [نیشخند]

پابرهنه تاماه

برام خیلی جالب ودوست داشتنی بود.یه قطعه یایه قصه ی مینیمال حس برانگیز. خوشحالم که به اینجاراهنمایی شدم.چندتااز کارهای قبلی روهم دیدم.قلم روان وذهن باپشتوانه ای داری.تبریک میگم.بایدبازم بیام.

مرمر

لینکت می کنم. راهبه زیبا می نویسی و کمی عجیب

شخص ثانی

نه عزیز دلم، اگر عشق گناه بود، خداوند زیبایی را نمی آفرید که ما عاشقش شویم...! البته بعضا" گناه را به گونه ای تعریف کرده اند که حرف من را نیز به راحتی می تواند نقض کند... اما دل ما خوش است به به افکار نغزمان که جایی برای هیچ فکر پوچی ندارد و سراسر مهربانیست... این را که دیگر نمی توانند نقض کنند؟[چشمک]

مایند فریک

... رفیقم خوبی؟ هوش از سرم پرید... چرا تو که اینقدر قشنگ مینویسی کتاب نمینویسی؟ راستی تو باید اروپا باشی درسته؟ واسسسسسسسسسسسسم فوق العاده جالبه که بدونم چجوری به اونجا رسیدی؟ نمیدونم... ازدواج... نمیدونم گاهی وقتا دوس دارم تنها باشم تا اخر عمرم گاهی هم نه ولی میدونم که نیاز یک ادم ... این طبیعیه... [لبخند] راستی کامنت رو هم باز کردم فدات رفیق ... جون من میخوام اسم قشنگت رو بدونم... تو کامنت خصوصی بذار خوب؟

سولماز(جايي شبيه قلب من)

سلام!....نميدونم، بستگي داره به عشق و ازدواج چطور نگاه كني!.....قلم زيبايي دارين!.....آپم منتظرت....مياي ديگه؟!...(براي ديدن صفحه به روز شدهctrl+f5را بزنيد.)

راهبه از دیر گریخته

اون می گه آدم به خاطر این که انسان چیز های با ارزش رو به دست بیاره باید خیلی چیز ها رو از دست بده.می گه ازدواج خوب و مقدسه اما برای این که ثابت شه عشق خدا مهم تره .ازدواج رو نادیده می گیره .