2

حس  مادرانه که در وجودم است طغیان می کند .دلم می خواهد کودک دلبندی داشته باشم .درآغوش بفشارمش ...ببوسمش ...ببویمش ....

دستان کوچک اش را در دستانم بگیرم ....

و قلبم هر لحظه برای دردانه ام بتپد ...

کدام زن است که این حس را در وجود خویش لمس نکرده باشد .

حس زیبای عشق مادری .

چه قدر هولناک است که دیر ما را از این حس محروم می  دارد .

چ وحشتناک است که باید بدانیم هیچ گاه طعم مادر شدن و در آغوش گرفتن فرزند را تجربه نمی کنیم .

سینه هایی که هیچ گاه در دهان کودک قرار نگیرد به چه کار آید .

همان به که جلوی لاشخوران انداخته شود تا آن ها بجوند و تکه تکه اش کنند .

تا به جای شیر خون سرازیر شود .

وای لعنت بر این صومعه که آغوشم را برای همیشه در حسرت کودک خالی گذاشت !

به راستی زنی که حس مادری را در وجود خویش نادیده بگیرد و خوششتن از این حق محروم دارد خائن نیست ؟؟؟؟

/ 5 نظر / 9 بازدید
دختر

سلام دوست مهربانم... چه بگویم... شاید نهایت ارزوی من برای ارامش همین یک نقطه باشد... تجربه این احساس... عشق واقعی.. به دور از همه ی بی بند و باری ها... شاید تنها تو بدانی که واقعا چه می گویم... من هم با این که دوست نداشتم به همه لینک بدهم... اما انگار تو متفاوتی... تو را لینک می کنم و از دور می بوسمت.

فقیر

سلام.امروز وبلاگ شمارا خواندم. بسیار لذت بردم. با تبادل لینک موافقید؟ خیلی احساستان را زیبا بیان کرده اید و درود بر شما...

مایند فریک

چی بگم راهبه متاسفانه توی جامعه ی ما به هر کسی که حامله نشه یا به قول خودشون اجاقش کور باشه... اصلا انگاری که زن نیس یا گناهی کبیره مرتکب شده... پپپپوووووووف... ادم کلافه میشه... این رسم انسانیت نیس... زن ها یک زن ارزش والایی پیش خداوند داره...

مژگان

سلام مرسی که به من سر زدی...وبلاگ جالبی داری چون خیلی خاص احساستو میگی...اینکه حرفات درسته یا نه کاری ندارم...ولی نوع بیانت منو مجذوب میکنه...در ضمن فعلا درکی از مادر بودن ندارم...[گل][گل] تا بعد[خداحافظ]

زئوس

{ همچون دیوانه ای که خود را خدا بینگارد ما خد را فانی می انگاریم } آپ شد یادداشت های زیر زمینی