5

شنیده ام دختران در بیرون از دیر در کاباره ها به دنسینگ و دیسکو می پردازند .

شنیده ام که مجبور نیستند که تا صبح به خاطر گناهان نکرده دعا بخوانند و طلب عفو کنند .

شینده ام تا صبح به رقص و پای کوبی می پردازند .

شنیده ام می توانند بلند بلند بخندند .دست بزنند.و خوش باشند .

ای کاش از این دیر خراب شده می گریختم و بعد در جایی خلوت که تنها منم و احساسم به تلافی همه روزها و شب هایی که بی دلیل گریسته ام می خندیدم .

بلند بلند می خندیدم و آن قدر می خندیدم که از هوش می رفتم .

بعد با ه م سالانم شب را در خوشی به صبح می رساندیم .

ای کاش مادرم در کودکی به جای صومعه مرا به کلاس رقص باله می فرستاد.

به گمانم باربی خوبی می شدم .

به راستی بلند خندیدن جرم بزرگی است ؟؟؟

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دکتر فرزاد

سلام وقتی امدم و نوشته ی شماره ی 5 رو خوندم مجبور شدم 4 مطلب قبل رو هم بخونم . سئوالاتی دلخراش شاید . سئوالاتی که شاید همه می دانند اما هیچ کس جرات بیان کردن انرا ندارند . اگر اجازه دهید لینک این دیر را در وبلاگم قرار دهم . در پناه مولایم علی - حکیم باشی[گل]

دکتر فرزاد

راهبه ی عزیز . متاسفانه بی هویتی دینی مشکلی است که به طرز وحشتناکی در جامعه ی امروزی ما هویداست

مایند فریک

هر کسی از ما مشکلات خاص خودشو داره ... منم بعضی حقایی که تو نداری منم ندارم... فدات

حمید م

راستی معمولا زمان مفاهیم رو به ادم می فهمونه من هم مجواب سئوالم رو گرفتم راستی سلام

حمید م

تنها با شادی بسیار می توان اندکی تفکر خرید

شخص ثانی

سلام خانوم ... حالت چطوره؟ نیستی؟![بغل]

راهبه از دیر گریخته

انگار همه ی ما خندیدن را نه تنها جرم بلکه یک آرزو یک رویای زیبا می دانیم اما چرا اگر دختری بلند بخندد اولین نفر خودمان هستیم که دستمان را داخل چشممش می کنیم که وای فلان دختر نا نجیب و بی حیاست .و اگر دختری نخندد و اخم ابرویش کنار نرود همه به به شان بلند که چه دختر با حجب و حیایی........