9

هیچ گاه طعم پدر را نچشیدم تنها تصویری که در ذهنم باقی است یک مرد دائم الخمر است که همیشه گوشه خانه خوابیده و گاهی برای تامین الکلش و آن ماده افیونی به سراغ کیف مادر می رود تا پول هایش را چپاول کند .

مادرم از او بیزار بود و هیچ گاه اجازه نمی داد به طرف او بروم حتی وقتی یک بار او را پدر خواندم بر دهانم کوبید .و گفت :او یک شیطان است .گمان کن هرگز پدر نداشته ای .یادم است یک بار که ما در نبود .دور از چشمش به سراغم آمد اول از او ترسیدم او شیطان بود اما وقتی دستانش را به روی موهایم کشید .انگار ترس از دلم پر کشید .وقتی مرا در آغوشش فشرد احساس امنیت و آرامش در ذرات وجودم موج زد .لب هایش را به گونه ام نزدیک کرد و آرام اولین و آخرین بوسه پدرانه را تقدیمم کرد .بوسه پدرانه به من جرات داد تا بار دیگر فارغ از آن که بر دهانم بکوبد.بگویم :پدر دوستت دارم .سرم را روی سینه گذاشتم و آرام چشمانم را بستم دریغ که آرامش آن لحظه چندان دوام نیافت .مادر با هول و هراس وارد شد و در حالی که مرا از آغوش پدر جدا می کرد فریاد زد .

مگر نگفتم او شیطان است .دستانم رامی کشید .چشمان پدر اشک بار بود .چشمان من هم .

من های های گریه می کردم با خود می

 

به راستی یک شیطان می تواند این چنین بگرید؟؟؟

/ 9 نظر / 9 بازدید
مایند فریک

هی رفیق... گذشتت داغونم میکنه... همیشه دوس دارم کشفت کنم... متاسفم...

مایند فریک

چی بگم... به نظر من اوناییکه معتادن...فقط بیمارن... وبه کمک خانوده نیاز دارن... ای لعنت بر این مواد مخدر...

راهبه

کم کم ... صبر کن عزیزم ....

مایند فریک

... داری خانومی........ نوشتهات که حرف نداره... از حقیقت میگی بدون اینکه ک.چکترین... اهانتی به دیگر ادیان کنی... حرفای دلت خوندنی ووو شنیدنیو.... داغون کنندست... حالا بازم میگم... خانوم عجیب غریب... راستی من هنوزم دوس دارم اسمتو بدونم...

حمید م

تعریف جنسیت در عالم جسمانی متحقق میشه اما در عالم روح دیگر جنسیتها به وحدت می رسند[گل]

حمید م

[تعجب][ناراحت][ناراحت][ناراحت]

هامون ( گل كاكتوس )

سلام ممنونم از اينكه به وبلاگ من سر زديد ، چند روزي هست كه به اينجا ميام و نوشته هاتونو ميخونم ، ولي راستش هنوز متوجه منظورتون نشدم ، راهبه .... ! كليسا ... ! عشق ... ! مادر .... ! بايد بيشتر وقت بذارم تا بيشتر متوجه رمز و راز نوشته هاتون بشم . شاد و پيروز باشيد ، در پناه حق .