12

فرشته های کوچک می آیند فرشته های کوچک و زیبای تبعید شده به دیر که قرار است راهبه های فردا باشند .هر کدام حس خاصی دارند عده ای می خندند و خوشحال اند .عده ای نگران اند و می ترسند .عده ای ناراحت و گریان اند .من شنیدم آن فرشته کوچک که مرتب می خندید و شاد بود .به دوستش گفت :مادرم گفته اگر این جا بمانیم به بهشت می رویم .دوستش پرسید :بهشت کجاست ؟

فرشته کوچک گفت :نمی دانم اما هر جا باشد از این بهتر است .عده ای گریه می کردند و دلشان می خواست به خانه بر گردند به گمانم نگران عروسک های کوچکشان بودند .به یاد روزی که من هم کوچک بودم و به این جا آمدم افتادم .من شبیه کدامشان بودم ؟؟من نه می خندیدم .نه م ی گرییدم .نه می ترسیدم آهان یادم آمد من شبیه آن فرشته کوچکی بودم که بی تفاوت به دیوار تکیه داده و فقط تماشاگر اطرافش است .

به راستی این فرشتگان سهمی در تعیین سرنوشت خویش داشته اند ؟پس آیا دنیا جبر مطلق است ؟

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اقلیماپولادزاده

نوشته شما من را یاد روز اول مدرسه انداخت . من همیشه دوست داشتم در خانه درس بخوانم اما مجبور بودم که به مدرسه بروم و ..... سخت است اجبار سخت ترین اتفاق است .

مرمر

سلام عزیزم. منم یاد مدرسه افتادم. دنیا جبر مطلق نیست.کسی تو بدنیا آمدنش نقش نداره.اما تو سرنوشتش سهم و نقش اساسی داره

پسر باران

سلام ممنون از نظر لطفت... نوشته هات یه حس و حال عجیبی داره که منو وادار می کنه لینکت کنم. چون داره اینترنتم تموم میشه و تازه باید به بقیه سر بزنم بازم وقت نمی کنم همه رو بخونم به خصوص قدیمی ها رو اما دوباره میام... آپم...

حمید م

روز علی بر تو راهبه های گریزان مبارک[گل]

دکتر فرزاد (حکیم باشی)

اللهم صل علی امیر المومنین روز ولادت حضرت مشکل گشا مبارک در پناه مولایم علی - حکیم باشی [گل]

دکتر فرزاد (حکیم باشی)

راهبه جان فراموش نکن که اگر چه شبیه فرشته ها باشی اما انسانی . و انسان به اختیار انسان است [گل]

دکتر فرزاد (حکیم باشی)

منتظر اجازه ی شما بودم برای درج لینک [خجالت] با افتخار ادرس دیر شما را در گوشه ی میخانه ام نوشتم[گل] حکیم باشی

رها(آرامش خيال)

براستی بهشت کجاست؟تعیین سرنوشت!!!! می دونی هر چی بیشتر راجع بهش فکر می کنم کمتر به نتیجه می رسم. درضمن باید بگم واقعا مطالبت رو دوست دارم و اغراق نمی کنم.همیشه هایت سبز راهبه عزیز.[گل]

رضاکاظمی

همچنان باخوشحالی صفحه ی شمارومی خونم.واین سوال های آخرهرقطعه کارقشنگیه، یه جورخواننده روگیرمی ندازه که سرسری ازنوشته تون نگذره،بهش فکرکنه... یه سوال:آیاتابه حال دست به کارچاپ این قطعه هاشدید؟چون اینهاقابلیت منتشرشدن به صورت کتاب رودارند.اگرخیر،پس بهش فکرکنید.کارزیبایی ازآب درخواهدآمد.به روزم