17

چرا باید همش حرف های تکرای بخوانیم ....خسته شدم از بس دعاهای تکراری را بر زبان جاری ساختم :خدایا مارا به خاطر گناه نابخشودنی که کردیم ببخش .

آخر که من از صبح مرتب این جمله را تکرار کرده ام آیا فرصتی برای گناه کردن داشته ام ؟؟؟

دلم می خواهد همه ی کتاب های دعا را پاره کنم .گوته بخوانم و شکسپیر .

هیچ کس نفهمید که من رومئو و ژولیتش را خواندم .

دیشب زیر نور شمع در حالی که بقیه دعا می خواندند و به خاطر ناکرده ها طلب آمرزش می کردند .من کتاب هملت را زیر کتاب دعایم پنهان کردم و نامه هملت به افلیا را بارها خواندم چه قدر دلم می خواهد این حرف ها را به آن مرد مو مشکی بزنم :

در آتشین بودن ستارگان شک کن

در حرکت کردن خورشید شک کن

در راستگویی الهه حقیقت شک  کن

اما هر گز در عشق من شکی نداشته باش ...

به راستی سخنان هملت عاشقانه تر از دعاهای ما نیست ؟؟؟؟؟

/ 11 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

سلام بر کله خراب ترین دختر دنیا !!!![گل][گل][گل][گل]

مهدیه

چه وبلاگ خوبی. دوسش دارم. می دونی من فکر می کنم که بهتره فقط فکر نکنیم هملت بلده از این عاشقانه ها بگه. همه بلدیم. آره ما خودمون رو خیلی درگیر یه چیزهایی کردیم که ما رو از خیلی چیزها دور کرده.

محمد جواد

اخه من فکر نمیکردم یه خانم اینطوری به من حمله ور بشه واسا همین از شدت تعجب جویای علت کار شما شدم خصوصا اون قسمت ....بماند مهم نیست در کل ما مخلصیم شما بزار من یک دونش بگیرم دوتا سه تا پیش کش..از قدیم گفتن خدا یکی زن یکی یکی یکی [نیشخند][گل]

مایند فریک

راهبه یه بار دیگه از این سوال های سخت سخت بکنب میزنم تو سر خودم خوووووووووووووووووووووووب؟

مایند فریک

نمیدونم انسان اونقدر دوس داره کارای یواشکی بکنه............ مثل من!!!! هه هه به قول کتی آخ که میمیرم برا ای ن یواشکی هات !!!!!!!!!!!! و اما گاهیم تنوع خوبه... دعا هم جای خودش!

مهدیه

چرا آدرس وبلاگتو اشتباه نوشتی.. [نیشخند]

پسر باران

من حال اين روزاتو مي دونم چيزي نگو چشماتو مي خونم اين جاده تا وقتي نفس داره چشماشو از تو بر نمي داره من از هواي جاده دلگيرم از فكرشم دلشوره مي گيرم اين آينه تو فكر شكستن نيست باور نكن اين صورت من نيست

پسر باران

و ايوب را [ياد كن] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان (83) پس [دعاى] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجددا] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏كنندگان [باشد] (84) انبیا

پسر باران

به نابودی کشوندیم تا بدونم... یه چیز بگم ناراحت نمیشی که... چرا قالب وبلاگتو عوض کردی......؟ فبلیه خیلی باحال بوداااااااااا..... به هر حال هرچی سلیقه ی خودت...

باران پاییزی

سلام راهبه عزیز من هم از کارهای تکراری خسته می شم دعا چیز خوبی هستش به شرطی که اونجور که دوست داری دعا کنی نه اون شکلی که تو کتابها نوشته اونا خیلی سنگین و گاهی وقتا خسته کننده هستن و آدمو گاهی وقتا از خدای خودش دور می کنن تا نزدیک